شبکههای اجتماعی و بازتولید خشم
نویسنده: ساناز خسروی
شبکههای اجتماعی کارکردهای متفاوتی از جمله ابزاری برای اطلاعرسانی و آموزش٬ دارند. اما برای جوامع آسیبدیده و تحت فشار روانی، اغلب به تلهای تبدیل میشوند که خشم را تغذیه و بازنشر میکند. الگوریتمهای این پلتفورمها طوری طراحی شدهاند که محتوایی را که بیشترین واکنش احساسی ایجاد میکند بالا میبرند. در این میان خشم و تحقیر، بیشتر از هر احساس دیگری واکنش ایجاد میکنند. در نتیجه، چنین محتواهایی در چنین فضاهایی گردش بیشتری دارند و افراطیترین صداها بیشتر از عمیقترین یا منصفانهترین آنها شنیده میشوند.
یکی از مخربترین پدیدهها در فضای آنلاین، انتشار کلیپهای بریده از محتوای اصلی است. برای مثال٬ چند ثانیه از صحبت یک نفر که از متن اصلیاش جدا شده، به «مدرکی» علیه او تبدیل میشود و موجی از حملات را به راه میاندازد. قربانی این حملات یا از میدان فرار میکند، یا رفتار و گفتارش تدافعی و تهاجمی میشود. در هر دو حالت، گفتگوی سازنده از دست میرود و قطببندیها پررنگتر میشوند.
مشکل دیگر، پدیده حبابهای اطلاعاتی است. افراد بهطور طبیعی محتوایی را دنبال میکنند که با باورهایشان همخوانی دارد. در پی آن٬ الگوریتمها برای نگهداشتن طولانیتر کاربران در فضای مجازی٬ موارد مشابهی را به مخاطب هر چه بیشتر نشان میدهند. به مرور، افرادی که متفاوت فکر میکنند٬ عجیب و غریب یا در اقلیت به نظر میرسند، چون اصلاً در حباب دنیای دیجیتالی ما وجود ندارند. این «حذف دیجیتال» مخالفان، ظرفیت همدلی را به شدت کاهش میدهد.
سرعت گردش اطلاعات در شبکههای اجتماعی بسیار بالا است به گونهای که افراد فرصت راستیآزمایی آنچه که میبینند یا میشنوند را کمتر خواهند یافت یا به دلیل غلبه خشم و احساسات به دنبال راستیآزمایی نمیروند. در این شرایط هم تفکر انتقادی ممکن است تضعیف شود و هم پیامهای ساده، خشن و سیاه-سفید خیلی سریعتر از تحلیلهای آموزشی و پیچیده بازنشر میشوند. به همین دلیل ممکن است افراد یا دیدگاهها به صورت ناعادلانه و عجولانه مورد قضاوت یا حمله قرار بگیرند. به همین دلیل افراد به سرعت به خصمی تبدیل میشوند که امکان گفتگو با آنها وجود ندارد.
دستهبندیها و جهتگیریها در فضاهای آنلاین به گونهای است که افراد تصور میکنند که باید به خود یا دیگران برچسب زده و افراد را بر اساس دیدگاههای سیاسی و اقتصادی و غیره دستهبندی کنند. هر شخصی که در دسته مورد علاقه و تایید آنها قرار دارد دوست و بقیه خصم هستند بدون اینکه بخواهند نظرات دیگری را بشنوند و یا جنبه های مختلف موضوعی را در نظر بگیرند. فضا به سرعت سیاه و سفید میشود و درهای گفتگو بسته میشوند.
همچنین به دلیل محدودیت زمانی ویدیوها یا نوشتاری متنها در فضاهای شبکههای اجتماعی٬ بسیاری اوقات افراد فرصت کافی برای بیان دقیق و کامل نظرات خود را ندارند. به همین دلیل امکان سوء برداشت از نظرات بیشتر میشود. این امر لزوم ایجاد فضاهای آفلاین برای بیان نظرات را بیش از پیش نشان میدهد.
شبکههای اجتماعی باعث میشوند که گسستی بین فضاهای آنلاین و واقعیتهای آفلاین ایجاد شود و افراد حاضر نباشند که فضاهایی را برای گفتگو و نقد به صورت آفلاین ایجاد کنند. زمانی که افراد به اثرات مخرب این شبکهها آگاه شوند، حاضر باشند که از حبابهای دیجیتال خود بیرون بیایند، نقد را به جای اینکه متوجه افراد کنند متوجه به نظرات نمایند و فضاهایی را برای گفتگو و شنیدن نظرات موافق و مخالف ایجاد کنند، میتوان امیدوار بود که جامعه نه تنها خشم خود را سرکوب نمیکند بلکه آن را تبدیل به گفتگو و اقدام موثر میکند که میتواند اثرات مثبت در ابعاد وسیعتری داشته باشد.